

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاه یک بانوی غربی به مسئله حجاب چیست؟
لیلا حسین، نام یکی از زنان تازه مسلمان شده است که به خاطر شیفتگی به زیبایی حجاب مسلمان می شود.
لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهلالبیت تیوی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است.
مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهلالبیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است:
لیلا حسین: من ۶ سال قبل به اسلام گرویدم. و من در یک جامعه یهودینشین زندگی میکردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص برداشتهای کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام میگذارند
نگرانی فرزند خوانده کروبی از حصر شیخ فتنه گر
اسماعیل گرامی مقدم، مشاور و فرزند خوانده مهدی کروبی در گفتگویی با رادیو فردا «حصر خانگی» شیخ فتنه گر را «سلیقهای» دانسته و گفت: شرایط کروبی در «حصر» نگران کننده است.
به گزارش گروه سیاسی "محدوده" اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی فراری و فرزند خوانده مهدی کروبی در گفت وگویی با رادیو فردا «حصر خانگی» شیخ فتنه گر را «سلیقهای» دانسته و گفت: شرایط کروبی در «حصر» نگران کننده است.
بر اساس این گزارش اسماعیل گرامی مقدم در ادامه سیاه نمایی های خود در باره حصر خانگی یکی ازعاملین اصلی فتنه 88 ، افزود : «ما قانونی برای حصر خانگی نداریم، این حکمی سلیقهای که در مورد آقای کروبی اجرا کردهاند.»
آقای گرامی مقدم در پایان این مصاحبه ضمن دروغ پردازی در مورد علت حصر شیخ فتنه گر به رادیو فردا گفت : مهدی کروبی از دسترسی به روزنامه، هواخوری و هوای آزاد وملاقات با فرزندانش محروم است و به تازگی به همسرش گفته شده میتواند چهارشنبه هر هفته با او ملاقات داشته باشد.
اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری مینماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادتزا میباشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

رفع خماری به هر قیمتی
چرا؟؟
پدر...برادر...همسایه...هم وطن...همنوع
گوشم پر از صداهایی که از درد مردم میگن و تنها عکس العملشون اینه :
بلا به دور ...خدا نصیب گرگ بیابون نکنه....چیکار میشه کرد....از مترسکهایه محله مون:
پسر فلانی رو که میشناسی زنش بچه رو میزاره خونه و میره خرید وقتی برمیگرده میبینه که باباه تو حالت خماریش سر بچه رو بریده......یا فلانی همسایه روبه رویمون چند روز پیش بچه شو اتیش زده .....
در عجبم از ادمایی که میدونن ته این کوفتی چیه و بازمیرن سراغش
۳۰درصد مواد مخدر جهان به ایران ترانزیت میشه............روح ادمیت این روزا چقد اویزون
اللهم عجل لولیک الفرج
جنگ جهانی اول و كشتار بزرگ : پس از 40 سال رقابت سخت سیاسی و نظامی در اروپا بالاخره كشورهای اروپایی وارد جنگی خونین با هم شدند كه به جنگ جهانی اول موسوم شد. در این جنگ هر چند كه ایران اعلام بیطرفی كرده بود اما مقدمات دخالت در ایران از سال 1907 و قرارداد تقسیم ایران بسته شده بود. انگلیسیها كه منافع بسیار مهمی در ایران داشتند، لشكریان خود را وارد ایران كرده و در چند جبهه با مقاومت عشایر و مردم بومی كشور مواجه شدند. در حالی كه در بوشهر رزمندگان محلی بشدت در مقابل آنها استقامت میكردند، آنها برای حفظ خطوط لوله نفت و همچنین پالایشگاه تازه ساخت آبادان یك تیپ مختلط انگلیسی ـ هندی را وارد این منطقه كردند. ژنرال دیكسون به عنوان فرمانده كل قوای انگلیسی انتخاب و در ژانویه 1915 وارد ایران شد. او لشكری بهنام «خط خاوری ایران» راهی مناطق سیستان و خراسان كرد تا به زعم خود از ورود نظامیان عثمانی بهافغانستان جلوگیری كند.
جنایاتی كه انگلیسیها از سال 1917 ـ پس از انقلاب بلشویكی در روسیه و خروج نظامیان آن از ایران ـ كردند بیسابقه بوده و جای تعجب دارد كه چرا تاكنون به آن پرداخته نشده است. در حالی كه صهیونیستها با تمسك به داستان هولوكاست تمام دنیا را بابت كشتار چند میلیون یهودی به خود مشغول داشته و ارمنیها نیز به خاطر كشتار كمتر از 2 میلیون ارمنی توسط تركها در خلال جنگ اول جهانی هنوز این كشور را به چالش میكشند، انگلیسیها به خاطر قتلعام 10 میلیون ایرانی هنوز جوابی ندادهاند و كسی نیز از آنها بازخواست نكرده است. اولین اقدامی كه انگلیسیها در ایران انجام دادند، این بود كه سرزمین ما را به صورت كشوری تحت اشغال خود درآوردند. آنچه كه در مورد این جنگ در این مجال میآید؛ اندكی است از آنچه كه در ایران تحت اشغال انگلیسیها اتفاق افتاده و باید مورد بررسی بیشتر قرار بگیرد. این سیاستها را لردكرزن، وزیر امورخارجه وقت انگلیس كه دوست داشت امپراتوری بریتانیا را در آسیا و خاورمیانه كاملا گسترش دهد، وضع كرد.
او سیاستهایی داشت كه در نتیجه آن ایران نتوانست در كنفرانس صلح ورسای به حقوق خود برسد.پلیس جنوب: یكی از دخالتهای آشكار انگلیسیها پس از اشغال ایران، تشكیل نیرویی مزدور بنام پلیس جنوب یا SPR بود. این نیرو با توجه به نیازهای استعماری انگلیس و با فرماندهی افسران انگلیسی و نیروی سرباز بومی ایران تاسیس شد. هدف از این نیرو برقراری امنیت در مناطق جنوبی ایران بود و مدت 3 سال كار خود را ادامه داد. این نیرو كه در سال 1916/1334 تشكیل شد، در زمان اوج خود یعنی در سال 1918 حدود 8 هزار سرباز، درجهدار و افسر ایرانی، هندی و انگلیسی داشت. براساس اسناد و مدارك موجود این نیرو در غیاب ارتش انگلیس كه سرگرم پیشروی در مناطق شمالی ایران و قفقاز و آسیای مركزی بود، نقش مهمی در سركوب مردم جنوب ایفا میكرد و یكی از مهمترین بانیان كشتار بزرگ مردم ایران بود.
كشتار بزرگ مردم ایران: جنگ جهانی اول مصیبتهای بسیاری برای مردم ایران داشت و شاید تاكنون گوشههای بسیاری از آن ناشناخته مانده باشد اما بررسی آنها میتواند راه را برای پژوهشهای بیشتر و در نتیجه اعاده حقوق از دست رفته ایرانیان باز كند. اگر بگوییم ایران بزرگترین قربانی جنگ اول جهانی و آن هم بر اثر سیاستهای استعماری انگلیس است، راه دوری نرفتهایم. آنچه كه در طول سالهای 1917 تا 1919 در ایران اتفاق افتاد هر چند از چشم بسیاری به دور مانده است و مورخان انگلیسی كه به حقیقت نویسی، شهرهاند و تاریخ جهان آرا را مینویسند نیز به آن اشارهای نكردهاند اما مرگ 10 میلیون ایرانی بر اثر قحطی مصنوعی كه انگلیسیها به وجود آوردند، باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد و سران این كشور به خاطر این جنایت باید مورد بازخواست قرار گیرند.
محمدقلی مجد در كتاب «قحطی بزرگ»3 به این موضوع مهم پرداخته و پرده از این جنایت بزرگ انگلیسیها در ایران برداشته است. مجد مینویسد: «برای بازشناسی جنگ جهانی اول در ایران 4 مرحله شاخص وجود دارد؛ در مرحله اول ـ نوامبر 1914 تا پایان 1915 ـ انگلیسیها، تركهای عثمانی و روسها بیطرفی ایران را نقض كردند. بریتانیا و روسیه برای تقسیم جدید ایران به توافقی پنهانی رسیدند و ایرانیها نیز به كمك آلمانیها برای بیرون راندن روس و انگلیس منفور شجاعانه تلاش كردند. در مرحله دوم ـ دسامبر 1915 تا مارس 1917 ـ ایران بار دیگر مورد تهاجم روسیه و انگلیس قرار گرفت؛ تلاش عثمانی به سرانجامی نرسید و روسیه و انگلستان بخشهای وسیعی از خاك ایران را به كنترل خود درآوردند. انگلستان كه پیشتر بخشهای جنوبغرب ایران (خوزستان) را در نوامبر 1914 اشغال كرده بود، از سال 1915 استیلای خود را بر دیگر مناطق جنوب و غرب ایران گسترش داد؛ اشغال بوشهر در سال 1915، تاسیس پلیس شرق ایران در سال 1915 و ورود هیات سایكس به فارس در سال 1916. در مرحله سوم ـ آوریل 1917 تا ژانویه 1918ـ انقلاب روسیه رخ داد؛ ارتش روسیه در ایران از هم پاشید و كشور را ترك كرد. ایالات متحده به نفع متفقین وارد جنگ شد.
انقلاب روسیه، ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول به نفع متفقین در بهار 1917 و موفقیت انگلستان در بینالنهرین ـ از جمله خارج شدن بغداد از كنترل تركهای عثمانی در مارس 1917 ـ اوضاع را در ایران كاملا تغییر داد و وضعیتی به وجود آورد كه انگلستان توانست تمام خاك ایران و نیز بخش وسیعی از خاور نزدیك را به تصرف درآورد. روسیه تزاری ـ رقیب تاریخی انگلستان در ایران ـ از صحنه خارج شد و 2 قرارداد تقسیم ایران ـ اوت 1907 و مارس 1915 ـ بیاثر شد. با ورود ایالات متحده به نفع انگلستان و فرانسه، متفقین از پیروزی خود اطمینان یافتند. ورود نیروهای آمریكایی به اروپا، انگلیسیها را قادر ساخت تا نیروهای بیشتری در قالب نیروی موسوم به دنسترفورس به خاور نزدیك و ایران منتقل كنند. افراد این نیرو از جبهههای غرب اروپا به ایران گسیل شده و در بهار 1918 به این كشور هجوم بردند. با این وضعیت تا ژانویه 1918، تنها بخش كوچكی از نیروهای روس در ایران باقی ماند.مرحله چهارم از ژانویه 1918 آغاز شد كه طی آن نیروهای انگلیسی به غرب، شمال و شرق ایران حمله كردند و مناطقی را كه پیشتر در اختیار روسها بود، به اشغال خود درآوردند. تهاجم تمامعیار انگلیسیها و اشغال بخشهایی از ایران كه در قرارداد پنهانی 1915 به روسها واگذار شده و پیش از آن در اشغال آنها بود، موضوعی است كه تاكنون بسیار گذرا به آن پرداخته شده است.

از همان آغاز كار، بریتانیا خبر تهاجم به غرب ایران را بشدت پنهان میداشت؛ بهگونهای كه دنسترفورس به نیروی «هیس ـ هیس» معروف شده بود.این گوشهای از تاریخ است، اما در میان همین تاریخ بزرگترین فاجعه ایران به دست انگلیسیها و با آگاهی تمام آنها شكل میگیرد و چیزی بین 8 تا 10 میلیون ایرانی جان خود را بر سر توسعهطلبی انگلیسیها میگذارند. انگلیسیها در حالی كه ایران در اشغال آنها بود، نه تنها برای كاستن از درد و آلام مردم ایران كاری نكردند، بلكه با خرید گسترده غله و مواد غذایی در ایران، وارد نكردن مواد غذایی از هند و بینالنهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده آمریكا و اتخاذ سیاستهای مالی ـ از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران ـ قحطی را شدت بخشیدند. در نتیجه تعداد بیشتری از مردم ایران با سیاستهای انگلیسیها از بین رفتند.5 و این چیزی جز جنایت علیه بشریت نبود و باید آن را پیگیری كرد.«...همانطور كه در گزارشهای دیپلماتیك آمریكاییها آمده، شمار جمعیت ایران در سال 1914 حدود 20 میلیون نفر بوده است.با یك روند طبیعی، این شمار باید در سال 1919 دستكم به 21 میلیون نفر میرسید، اما شمار واقعی در سال 1919، 11 میلیون نفر بوده است كه نشان میدهد دستكم 10 میلیون نفر براثر قحطی و بیماری در ابعادی فاجعهآمیز از بین رفتهاند.

شاخص دیگر در میزان تلفات قحطی، كاهش جمعیت تهران است. در سال 1910 ـ بنا به نظر شوستر و منابع روسی ـ جمعیت تهران 350هزار نفر بوده است. از نتایج انتخابات سال 1917 نیز كه در آن 56هزار رای برای 12 نامزد پیروز ثبت شده، درمییابیم كه جمعیت تهران دستكم 400هزار نفر بوده است. در سال 1920 این شمار به 200هزار نفر كاهش یافته است. در مجموع تا سال 1956 شمار جمعیت ایران به 20میلیون نفر، یعنی به میزان سال 1914 نرسید. این اعداد بشدت تكاندهنده است...»انگلیسیها برای اینكه بتوانند كشتار مردم ایران را بپوشانند، هم در دوره جنگ و هم پس از آن سانسور شدیدی را بر مطبوعات و كتابهای خاطراتی كه در آن دوره منتشر میشد، اعمال میكردند، بهگونهای كه حتی اسناد این جنایت را تا اندازه زیادی از بین برده و در برخی مواقع مانع از منتشر شدن آن نیز شدهاند. پژوهشهای انگلیسی كه در دهههای 1960 و 1970 منتشر شدهاند، جمعیت ایران را در سال 1914 تنها 89/10 میلیون نفر ذكر میكنند... افزودن 2 رقم اعشار به عدد 10 نیز برای القای حس دقت علمی است.7 بنابراین قحطی و بیماری ناشی از آن كه مسبب اصلی آنها انگلیسیها بودند، حدود 10 میلیون ایرانی را به كام مرگ برد و كسی هم از آن دم نزد. افسران انگلیسی در خاطرات و یادداشتهای خود به این موضوع اشاره كردهاند.
درباره این قحطی بزرگ در سایتهای خبری - تحلیلی - سیاسی اظهار نظرهای متفاوتی شده. برخی سایتها صرفا بخاطر اینکه مطلب از زبان احمدی نژاد در شیراز بیان شده است آنرا دروغی آشکار پنداشته اند و دلایل دکتر مجد را که بر اساس مدارک و اسناد مطرح شده با تحلیل های صد من یک غازشان رد کرده اند. می شه از اینجا به این مطلب پی برد که احمدی نژاد دست روی هرچی بذاره منتقدانش !!! می گن غلطه
يه معرفي كوتاه از دكتر مجد و سوابق و منابع تحقيقشون:
«دکتر محمدقلی مجد» محقق ایرانی، متولد سال 1324 ش. تحصیلاتش را در دانشگاههای سن اندریو (1970) و منچستر (1975) و کرنل (1978) با درجه دکترا به پایان برد و سپس در دانشگاههای مختلف آمریکا، از جمله دانشگاه پنسیلوانیا، شروع به تدریس کرد. ایشان مقیم ایالات متحده آمریکاست
دکتر محمد قلی مجد، بر اساس اسناد غنی موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحده آمریکا (نارا)، تصویری هولناک از ایران در سالهای جنگ جهانی اوّل و پس از آن به دست اورده است. اسناد علنی شده دولت آمریکا درباره دوره تاریخی فوق، که در کتاب (قحطی بزرگ و نسلکشی در ایران 1917-1919)، برای نخستین بار عرضه میگردد، ثابت میکند که بزرگترین نسلکشی سده بیستم میلادی در ایران رخ داد و ایران بزرگترین قربانی جنگ اوّل جهانی بود. طبق تحقیق دکتر مجد، در طول سالهای 1917-1919 بین هشت تا ده میلیون نفر از مردم ایران در اثر قحطی یا بیماریهای ناشی از کمبود مواد غذایی و سوءتغذیه از میان رفتند و جمعیت ایران به شدت کاهش یافت
دکتر مجد، به بررسی علل این قحطی نیز پرداخته و دولت بریتانیا را به عنوان عامل و مسبب اصلی این نسلکشی بزرگ تاریخ شناسانده است. قحطی در زمانی رخ داد که ایران در زیر سلطه ارتش اشغالگر بریتانیا بود. در آن زمان، ایران تأمینکننده اصلی مواد غذایی مورد نیاز ارتش بریتانیا در منطقه بهشمار میرفت و بخش مهمی از محصولات کشاورزی ایران بهوسیله ارتش بریتانیا و پیمانکاران آن خریداری میشد. این سیاست سبب کاهش شدید مواد غذایی در ایران شد. عجیبتر اینجاست که ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بینالنهرین و هند و حتی از ایالات متحده آمریکا به ایران میشد. در حالیکه در بینالنهرین (عراق) و هند وفور غله وجود داشت، در میانه این دو سرزمین، ایران از کمبود غله در رنج بود. در این سالها، دولت بریتانیا، ایران را از درآمدهای نفتی خود نیز محروم کرد. بهطور خلاصه، به تعبیر دکتر مجد، بریتانیا از قحطی و نسلکشی در ایران به عنوان ابزاری برای سلطه بر سرزمین ما بهره برد. عجیب اینجاست که، بهرغم گذشت سالها، تاکنون درباره این قحطی بزرگ و شگفتانگیز و تأثیر آن در سرنوشت تاریخی ایران، پژوهشی منتشر نشده و این حادثه عظیم بهکلی مسکوت مانده و به یکی از رازهای بزرگ سده بیستم بدل شده بود. قحطی بزرگ سالهای 1917-1919 در ایران را میتوان «هالوکاست واقعی» دانست.
http://f-k-arani.mihanblog.com/post/337
اللهم عجل لوليك الفرج
خبرگزاری فارس: شهید «مصطفی دهقانی دستجردی»در وصیتنامهاش نوشته است: من سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مسجد خود میدانم و قداستی همچون قداست خانه خدا برای آن قایلم. زیرا که سپاه پلی است که قدوم مبارک شهدا بر آن گذشته شده است.
و من تصمیم گرفته بودم كه پیروزی حتمی ایمان را بر آهن به ثبوت برسانم، و برتری قاطع خون را بر آتش نشان دهم، و برّندگی اسلحه شهادت را در میان سیل دشمنان بنمایانم، و ذلت و زبونی صدها كماندوی صدام یزیدی را عملاً ثابت كنم.
احساس میكردم كه عاشوراست، و در ركاب حسین(ع) میجنگم، و هیچ قدرتی قادر نیست كه مرا از مبارزه باز دارد، مرگ، دوست و آشنای همیشگی من، در كنارم بود و راستی كه از مصاحبتش لذت میبردم.
احساس میكردم كه حسین(ع) مرا به جنگ كفّار فرستاده و از پشت سر مراقبت من است، حركات مرا میبیند، سرعت عمل مرا تمجید میكند، فداكاری مرا میستاید، و از زخمهای خونین بدنم آگاهی دارد؛ و براستی كه زخم و درد در راه او و خدای او چقدر لذتبخش است.
با پای مجروح خود راز و نیاز میكردم: ای پای عزیزم، ای آنكه همه عمر وزن مرا متحمل كردهای، و مرا از كوهها و بیابانها و راههای دور گذراندهای، ای پای چابك و توانا، كه در همه مسابقات مرا پیروز كردهای، اكنون كه ساعت آخر حیات من است از تو میخواهم كه با جراحت و درد مدارا كنی، مثل همیشه چابك و توانا باشی، و مرا در صحنه نبرد ذلیل و خوار نكنی… و براستی كه پای من، مرا لنگ نگذاشت، و هر چه خواستم و اراده كردم به سهولت انجام داد، و در همه جست و خیزها و حركاتم وقفهای به وجود نیاورد.
به خون نیز نهیب زدم: آرام باش، این چنین به خارج جاری مشو، من اكنون با تو كار دارم و میخواهم كه به وظیفهای درست عمل كنی…
یه لحظه دقت کردی چی گفت؟ به خون خودش نهیب زد آرام باش این چنین جاری مشو چون من اکنون با تو کار دارم نمیدونم تا چه حد یک انسان میتونه بزرگ شه که بتونه به اعضا و جوارح خودش دستور بده واونا اطاعت کنن تا او به نبرد خودش برسه تا فرمان معبود خودش رو اجرا کنه اقا مصطفی ببخشید به حریم شما وارد شدم الان دارم فک میکنم بسه زهرا چقدر لاف میزنی تا کی میخوای خودت رو فریب بدی چشماتو باز کن ای کسی که داری برا رقصیدن اون کف میزنی واز مستی او لذت میبری وجملات او قلبتو به طپش میندازه تلاش مصطفی رو هم ببین درد ها وبیدار خوابی هاشم ببین بی قراری درد کشیدنش رو هم ببین خجالت بکش ولاف عشقبازی نزن اقا مصطفا چشم اما اجازه بده بازم بیام سراغت درسته من ضعیفم گناهکارم حقیرم اما بالاخره باید از یه جایی شروع کنم بذار دلتنگیهامو با تو پر کنم چون تو دوست خدایی ادامشو بخونین:
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
آسمان شاهد باشد كه در زیر سقف بلند تو
یكتنه با انبوهی كثیر از تانكها و زرهپوشها و سربازان كفر
روبرو شدم، لحظهای تردید به دل راه ندادم
ذرهای از فعالیت شدید دست برنداشتم –مثل ماهی
در حال سرخشدن از نقطهای به نقطه دیگر میغلطیدم
و رگبار گلوله در اطراف من میبارید و من نیز به چهار طرف
تیراندازی میكردم، و سربازان كفر را بر خاك میریختم
ایزمین تو شاهدی كه خون از بدنم جاری بود و با خاكهای پاك تو
گلی گلگون بوجود آورده بود، و من ابا نداشتم كه تا آخرین
قطره خون، خود را تسلیم كنم
احساس میكردم كه عاشور است و در حضور حسین(ع) میجنگم
و او چابكی و زبردستی مرا تحسین میكند، و تپش بیپایان من
و از قربانی شدن در بارگاه عشق آگاهی دارد
او میداند كه چقدر به او عاشقم و چگونه حاضرم كه در راهش جان ببازم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
من بازیافتهام- من رفته بودم- من متعلق به خدایم
من دیگر وجود ندارم –منی و منیتی دیگر نیست
دیگر به كسی عصبانی نخواهم شد، دیگر بنام خود و برای خود
قدمی برنخواهم داشت، دیگر هوا و هوس در دل خود
نخواهم پرورد، آرزو را فراموش خواهم كرد
دنیا را سهطلاقه خواهم نمود، همه دردها و شكنجهها
و زخمزبانها را خواهم پذیرفت.